تبليغاتX
تنها عشق حقیقت دارد -

رو درو دیوار این شهر

همش از تو یادگار

توی این کوچه ی تاریک

من و تنها نمیزاره

یاد حرفای قشنگت

که تو قلبم لونه می کرد

یاد دلتنگی چشمات

که من و بهونه می کرد

 

میزنه آتیش به جونم

پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هام

واسه  کی پس بخونم

دل من هوا تو کرده

آخ کجایی نازنینم

کاش که بودی و می دیدی

بی تو من تنها ترینم

توی این بازی که سا ختی

من همه هستیم و باختم

زیر پات گذاشتی آخر

عشقی که من از تو ساختم

اگه تو دوستم نداشتی

از دلم خبر نداشتی

دلت از سنگ شده انگار که من و تنها گذاشتی

میزنه آتیش به جونم ...

می شینم منتظر این جا

تا تو برگردی دوباره

تا بشینی پای حرفام

بریم تا ماه و ستاره

می دونم می یای یه روزی

یه روزی که خیلی دیره

یه روزی دل شکستم

سر این کوچه می میره

میزنه آتیش به جونم

پس کجایی مهربونم

tangide

آخه من ترانه هام

واسه کی پس بخونم

دل من هوا تو کرده

آخ کجایی نازنینم

کاش که بودی و می دیدی

بی تو من تنها ترینم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 14:42  توسط شیوا  |