تبليغاتX
تنها عشق حقیقت دارد - عشق من دوست دارم

در ساحلی نشسته بودم ناگهان صدایی به من گفت بنویس گفتم قلم ندارم گفت استخوانت را قلم کن گفتم جوهر ندارم گفت خونت را جوهر کن گفتم کاغذ ندارم گفت پوستت را کاغذ کن گفتم چه بنویسم گفت بنویس عشق من دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:17  توسط شیوا  |