فراموشم نکن
غم وجودت را با پاییز غم من به دور بریز و به شانه هایم تکیه کن
بگذار نغمه ی سبز بهار را در گوشهایت زمزمه کنم می دانم می دانم
که از پاییز بی زاری اما من پاییز نیستم که آرزوهایت را به تاراج برم
من حدیث روشن بهارم با من از دردهایت بگو می خواهم تو را بفهمم
می خواهم تو شوم تا دیگر فراموشم نکنی .......