تبليغاتX
تنها عشق حقیقت دارد

 

           

 

من همیشه با تو هستم

 

تو رو از جون می پرستم

 

من فقط با تو می تونم

 

توی این دنیا بمونم

 

اگه تو نمونی پیشم

 

می بینی دیوونه میشم

 

 

 

 

 

 این صدای قلبم

 

می شنوی آره یا نه

 

می تونم داد بزنم

 

عشقمی یا نه ...

 

 

 

 

آخه من از تو می ترسم

 

میگن عاشقی جنون

 

نمی گم عاشقی مرده

 

اما دیگه نیمه جونه

 

 

mehrdad      mehrdad

 

 

توی این دوره زمونه

 

بعضی کارامون حرومه

 

 

آی زمونه آی زمونه

 

من شدم بی آشیونه

 

چرا رسم عاشقیمون

 

چنین شده به هر بهونه

 

 

 

 

تو یکی مثل صداقت

 

من یکی مثل فلاکت

 

تو شدی عاشق سوختم

 

من و دل رو بر تو دوختم

 

 

من همیشه با تو هستم

 

تو رو از جون می پرستم

 

من فقط با تو می تونم

 

توی این دنیا بمونم

 

آی زمونه ای زمونه

 

من شدم بی آشیونه

 

چرا رسم عاشقیمون

 

چنین شده به هر بهونه

 

 

این صدای قلبم

 

می شنوی آره یا نه

 

می تونم داد بزنم

 

عشقمی یا نه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 17:12  توسط شیوا  | 

 

آن گاه که عشق تو

 

گويند که غروب خورشيد غم انگيز است

 

       اما هيچ غروبي غم انگيز تر از غروب تنهايي نيست

  

زندگي زيباست اما نه به زيبايي حقيقت

 

 

          حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي جدايي سخت است

 

اما نه به سختي انتظار

 

 مراقب شادی توام

 

 آن گاه که عشق تو را می خواند

 

در پس او برو

 

اگر چه راه های عشق سخت و پر شیب است

 

و آن گاه که بالهایش تو را در خود می پیچند  ، آرام گیر

 

اگر چه شمشیر پنهان بالهایش تو را زخم زند .

 

بگذار

 

دل من بي انتها تكرار كند  كه تو را مي خواهد  فقط تو را

 

 

 

 

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقش پر از عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني

 تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 14:54  توسط شیوا  |