گاه آرزو می کنم میتوانستی چند صباحی چون من باشی .......
بیندیشی آن چیز که من می اندیشم
ببینی آنچه من می بینم
احساس کنی آن گونه که من احساس می کنم
دریابی آشفتگی . ترس . تحسین و دوستی را که نسبت به تو احساس می کنم .
همه را یکباره و با هم .
اگر می توانستی حتی برای لحظه ای در ذهن من زندگی کنی
می توانستی ببینی که دنیای من چگونه سرشار از مسو لیت هاست و
عجیب آن که اغلب به تو می اندیشم.
نمی خواهم چنان بی نیاز باشم
که تصور کنم خود به تنهایی می توانم راه پیش ببرم
یا چنان آزاد که نیازی نداشته باشم تا زندگی
را با دیگری تقسیم کنم
ونمی خواهم چنان بر خود مسلط باشم
که نگویم
خواهان تو ام
نیازمنذ توام
و همیشه دوستت دارم .
♠ بعضی وقتها آدمها دلشون می گیرد . بله آنشلی قصه ما هم امروز دلش گرفته است .
آنشلی که خیلی ها رو دلداری می داد
♠ حالا زانوی غم بغل کرده است. نمی دونم بهتر از خودش بپرسیم :
♠ من امروز دلم گرفته به این خاطر که کیف پولم را دزدیدند . مهم تر ازهمه این است که
کارت ورود به جلسه ام هم توش بود به همین خاطر اشکهایم ناخداگاه ازچشمانم جاری شد .
که چرا آدم ها آنقدر........ شاید امروز دلم گرفته بود به همین خاطر
بیشتر حساس شدم .
♠ ولی بیشتر به خاطر کارت ورود به جلسه ام ناراحت شدم چون که بدون آن کارت ما
را به جلسه راه نمی دهند و برای دوباره صادرکردن
♠ آن کلی مکافات باید کشید وگرنه زیاد برای پول ناراحت نیستم .
♠ وقتی این موضوع رو به مادر و پدرم گفتم آنها من را کلی دلداری دادند وحالا خوشحالم که
پدر و ما در خوبی دارم . در اینجا
♠ جا دارد که☺ روز مادر را به همه♥ مادران♥ خوب دنیا تبریک بگویم .☺


گریه نکن که اشکات بد جور خرابم می کنه

دریا هرگز لب به خنده نمی گشاید اگر ابرها نباشند که بر اشکهایش بوسه زنند .